دیکشنری فارسی

hare brained

معنی فارسی

گيج سبک مغز ديوانه بي پروا وحشي.

مترادف‌ها

adjective
Rash, reckless, headlong, heedless, careless, wild, unsteady, giddy, volatile, flighty, giddy brained, harum scarum.

واژه‌های دیگر با معنی «گيج»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن