دیکشنری فارسی

harlot

UKhɑːlət US'hɑ:lət

معنی فارسی

جنده فاحشه جندگي کردن فاحشگي کردن

معنی کامل و مثال‌ها

/här´lǝt/n.

● فاحشه، جنده، روسپی، لگوری، راکاره، قحبه

تعریف انگلیسی

noun
  1. a woman who engages in sexual intercourse for money

مترادف‌ها

noun
Whore, See strumpet.

واژه‌های دیگر با معنی «جنده»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن