harsh usage معنی فارسی بدرفتاري تندي واژههای دیگر با معنی «بدرفتاري» misbehaviour بدرفتاري، سوء رفتار، جفا. misbehavior (misbehaviour) بدرفتاري، سوء رفتار، جفا. manhandle بدرفتاري کردن، باخشونت اداره کردن. mistreat بدرفتاري کردن، دشنام دادن. maltreat بدرفتاري کردن به، بد بکار بردن man handle با نيروي انسان حرکت دادن، بدرفتاري کردن blue bell گزارش جنايت، گزارش بدرفتاري aspca مخفف: انجمن آمريکايي مبارزه با، بدرفتاري نسبت به حيوانات misusage سوء استعمال، بدکار بردن.، بدرفتاري misuse بدبکار بردن، سواستفاده کردن از، بدرفتاري کردن به