maltreat
UKmæltriːt
معنی فارسی
بدرفتاري کردن به بد بکار بردن
معنی کامل و مثالها
/mal trēt´/vt.
● بد رفتاری کردن (با)، سورفتار از خود نشان دادن، خشونت از خود نشان دادن (mistreat هم میگویند)
woman felt that they were maltreated
زنها احساس میکردند که با آنها بد رفتار میشود.
مترادفها
verb active
[Written also Maletreat.] Abuse, ill treat, ill use, injure.