دیکشنری فارسی

maltreat

UKmæltriːt

معنی فارسی

بدرفتاري کردن به بد بکار بردن

معنی کامل و مثال‌ها

/mal trēt´/vt.

بد رفتاری کردن (با)، سورفتار از خود نشان دادن، خشونت از خود نشان دادن (mistreat هم می‌گویند)

woman felt that they were maltreated

زن‌ها احساس می‌کردند که با آنها بد رفتار می‌شود.

مترادف‌ها

verb active
[Written also Maletreat.] Abuse, ill treat, ill use, injure.

واژه‌های دیگر با معنی «بدرفتاري کردن به»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن