دیکشنری فارسی

hauberk

معنی فارسی

زره

معنی کامل و مثال‌ها

/hô´bǝrk/n.

(قرون وسطی) زره زنجیری، جوشن، برگستوان

واژه‌های دیگر با معنی «زره»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن