دیکشنری فارسی

hauberk

معنی فارسی

زره

معنی کامل و مثال‌ها

/hô´bǝrk/n.

● (قرون وسطی) زره زنجیری، جوشن، برگستوان

تعریف انگلیسی

noun
  1. a long (usually sleeveless) tunic of chain mail formerly worn as defensive armor

واژه‌های دیگر با معنی «زره»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن