ring-mail معنی فارسی زره واژههای دیگر با معنی «زره» armor plate زره، حفاظ يا پوشش زرهي، زره دار کردن mail زره، زره پوش کردن، جوشن corselet زره، زره سينه، سينه بند armor زره، جوشن، زره پوش کردن armour زره، جوشن، زره پوش کردن corslet زره، زره سينه، سينه بند hauberk زره antiarmor ضد زره، ضد تانک، ضد زرهي iron clad زره پوش، آهن پوش، آهن دار ironclad زره پوش، اهن پوش، سفت