haustorial معنی فارسی مکنده . واژههای دیگر با معنی «مکنده .» eductor مکنده، ادکتور suctorial مکنده، مکيدني exhauster مکنده air ejector مکنده هوا، هواکش interphase transformer پيچک مکنده suckerfish ماهي مکنده suction filter صافي مکنده suction hose شيلنگ مکنده، لوله پلاستيکي آب مکنده exhaust fan بادبزن مکنده airbreathing missile موشک مکنده هوا