دیکشنری فارسی

haven

US'heıvən

معنی فارسی

بندرگاه لنگرگاه پناه گاه

معنی کامل و مثال‌ها

/hā´vǝn/n.

● بندرگاه (دارای استحکامات و حفاظ)، لنگرگاه، ناوپناه، بندر

● پناه، گریزگاه، ایمنگاه، گریخت‌گاه، پناهگاه

he wanted to make the country a haven of peace and prosperity

او می‌خواست کشور را ایمن‌گاه صلح و رونق کند.

تعریف انگلیسی

noun
  1. a shelter serving as a place of safety or sanctuary
  2. a sheltered port where ships can take on or discharge cargo

مترادف‌ها

noun
1. Harbor, port.
2. Shelter, asylum, place of safety, harbor.

واژه‌های دیگر با معنی «بندرگاه»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن