دیکشنری فارسی

havoc

UKhævək US'hævək

معنی فارسی

ويراني خرابي غارت غارت وويراني

معنی کامل و مثال‌ها

/hav´ek/n., vt.

ویرانی بزرگ (مثلا در اثر سیل یا زلزله)، دژلاخی، خرابی عظیم، ویرانگری

the havoc and loss of life caused by the earthquake

ویرانی عظیم و مرگ و میر ناشی از زلزله

بی‌نظمی زیاد، شلوغ پلوغی، الم شنگه

the children created havoc in my house

بچه‌ها در خانه‌ی من زمین و آسمان را به هم دوختند.

(مهجور) ویران کردن، با خاک یکسان کردن

* cry havoc

1- (در اصل) به قشون فرمان چپاول دادن، اجازه‌ی تاراج دادن 2- خطرات آینده را پیش‌گویی کردن، از آینده‌ی شومی آگاهی دادن

* play havoc with

کاملا ویران کردن، به کلی خراب کردن، با خاک یکسان کردن

the flood played havoc with the village

سیل دهکده را نابود کرد.

مترادف‌ها

noun
1. Ravage, devastation, destruction, desolation, waste, ruin.
2. Carnage, slaughter, destruction of life.

واژه‌های دیگر با معنی «ويراني»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن