دیکشنری فارسی

hay

UKhei USheı

معنی فارسی

علف خشک ، گياه خشک کرده ، يونجه خشک ،

علف خشک ريختن در

تعریف انگلیسی

verb
  1. grass mowed and cured for use as fodder “Substance Holonyms: haymowII”
  2. convert (plant material) into hay “Somebody ----s something”

واژه‌های دیگر با معنی «علف خشک»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن