he did not dislike it معنی فارسی هر چند ، بي ميل نبود ، ولي بي ميل هم نبود واژههای دیگر با معنی «هر چند» toties quoties هر چند بار که موقعيت اقتضا کند consolute ترکيبي از دو يا چند مايع که بر هر نسبتي، در يکديگر حل شوند though اگر چه، گرچه، هر چند tho' اگر چه، گرچه، هر چند casual labour کارگر اتفاقي، کارگري که براي حمل و نقل مواد توليد شده، هر چند گاه يکبار به کار گرفته مي شود contiguous zone منطقه مجاور، منطقه اي از آبهاي متصل به آبهاي ساحلي، کشور را گويند که هر چند قواعد مربوط به blue book کتاب آبي، کتابي است که وزارت امور خارجه هر کشور، هر چند سال يک مرتبه منتشر و مسائل سياسي polycyclic چند دايره اي، چند حلقه اي، چند دوري. sol. = solution، محلول، -1 فرآورده مايعي از يک يا چند ماده شيميائي PCI local bus [گذر گاه محلي bus]، شکل خلاصه Peripheral Component Interconnect، local bus