head spring معنی فارسی سرچشمه ، منبع ، ورزش واکروبات با سر. واژههای دیگر با معنی «سرچشمه» springhead سرچشمه، چشمه، فواره . fountainhead سرچشمه، منبع خبر، اصل وسرچشمه . headwater سرچشمه، بالاي رودخانه، بالارود sourcebook سرچشمه، منبع، مبداء fountain-head سرچشمه headspring سرچشمه well spring سرچشمه originate سرچشمه گرفتن، ناشي شدن، آغاز شدن origination سرچشمه گرفتن، ناشي شدن، آغاز شدن riverhead سرچشمه ي رود، رودسر