head strong معنی فارسی خودسر خود راي لجباز لجوج سرسخت. واژههای دیگر با معنی «خودسر» perverse خودسر، مصر در خطا، متمرد headstrong خودسر، خودراي، لج باز wayward خودسر، خودراي، کله شق froward خودسر، سرکش، سرسخت contumacious سرکش، خودسر، سرپيچ autocephalous وابسته به کليساي خودمختار، خودسر despotical مستبد، خودسر، خودراي pig headed کله شق، خودسر، کودن despotic مستبد، خودسر masterful رياست منش، رياست ماب، خودسر