head way معنی فارسی بجلو پيشرفت بلندي طاق سرعت پيشروي. واژههای دیگر با معنی «بجلو» endways ته بجلو، سربسر، سرپا endwise ته بجلو، سربسر، سرپا ap koobi seogi راه رفتن بجلو، 60 درصد وزن بدن به جلو، (تکواندو) inclining خميدگي بجلو و پايين، تعظيم، تمايل antrorse خميده بجلو يا متمايل ببالا. stemson چوب منحني شکل متصل بجلو کشتي. ap-joo choom ايستادن اسب سواري بجلو (تکواندو) french heel پاشنه کفش زنانه بلند وخميده بجلو. slide chasse حرکت با يک پا بجلو و فشار (اسکيت) astar board در سمت راست کشتي (وقتي از عقب بجلو، نگريسته شود).