دیکشنری فارسی

healing

UKhiːliŋ US'hi:lıŋ

معنی فارسی

شفا بهبودي علاج شفادهنده

مترادف‌ها

adjective
1. Sanative, curative, restoring, restorative.
2. Mild, composing, lenitive, assuasive, gentle, soothing, assuaging, comforting.

واژه‌های دیگر با معنی «شفا»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن