دیکشنری فارسی

heartthrob

UKhɑːtðrɔb US'hɑ:t'θrɔb

معنی فارسی

تپش قلب، هوس.

احساسات زياده از حد

معشوقه ، دلدار

معنی کامل و مثال‌ها

/-thräb´/n.

● تپش قلب، دل‌تپش، ضربان قلب

● (خودمانی - معمولا جمع) احساسات زیاده از حد

● (خودمانی - امریکا) معشوقه، دلدار

تعریف انگلیسی

noun
  1. an object of infatuation

واژه‌های دیگر با معنی «تپش قلب»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن