heartthrob
UKhɑːtðrɔb
US'hɑ:t'θrɔb
معنی فارسی
تپش قلب، هوس.
احساسات زياده از حد
معشوقه ، دلدار
معنی کامل و مثالها
/-thräb´/n.
● تپش قلب، دلتپش، ضربان قلب
● (خودمانی - معمولا جمع) احساسات زیاده از حد
● (خودمانی - امریکا) معشوقه، دلدار