heating flame معنی فارسی شعله واژههای دیگر با معنی «شعله» combusting شعله، علو، شور flame شعله، علو، شور flamboyant شعله اي، داراي خطوط موجي چون شعله، نمايش دار flameproof ضد شعله، سوز، عايق شعله flashproof ضد شعله، لباس ضد شعله aphlogistic بي شعله flame proof ضد شعله flameless بي شعله flash suppressor شعله پوش، خنثي کننده شعله دهانه توپ flame test محک شعله