دیکشنری فارسی

heavyset

UKhiːvzet US'hevı'set

معنی فارسی

جامد سخت ه چهارشانه کلفت وکوتاه خپل جسم سخت وجامدومتراکم کلفت زمخت.

معنی کامل و مثال‌ها

/hev´ē set´/adj.

سمین، کت و کلفت، چهارشانه و نسبتا چاق، فربه

his father is a heavyset man

پدرش مرد چاق و چله‌ای است.

واژه‌های دیگر با معنی «جامد»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن