دیکشنری فارسی

heavyset

UKhiːvzet US'hevı'set

معنی فارسی

جامد سخت ه چهارشانه کلفت وکوتاه خپل جسم سخت وجامدومتراکم کلفت زمخت.

معنی کامل و مثال‌ها

/hev´ē set´/adj.

● سمین، کت و کلفت، چهارشانه و نسبتا چاق، فربه

his father is a heavyset man

پدرش مرد چاق و چله‌ای است.

تعریف انگلیسی

adjective
  1. having a short and solid form or stature “a wrestler of compact build” “he was tall and heavyset” “stocky legs” “a thickset young man”

واژه‌های دیگر با معنی «جامد»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن