heel-piece معنی فارسی پاشنه ، پاشنه دوباره که بکفش بگذارند ، پاشنه پوش واژههای دیگر با معنی «پاشنه» heel پاشنه، پشت سم، پاهاي عقب (درجانوران) heelless پاشنه، پشت سم، پاهاي عقب (درجانوران) heelpiece پاشنه، پاشنه پوش. door hinge پاشنه، پاشنه در pivot footstep پاشنه bridge shoe پاشنه پل shoe lift پاشنه کش shoehorn پاشنه کش upstream toe پاشنه سد quarter boom بوم پاشنه، تيرک پاشنه