دیکشنری فارسی

heelpiece

معنی فارسی

پاشنه پاشنه پوش.

معنی کامل و مثال‌ها

/hēl´pēs´/n.

● لاستیک (یا چرم) پاشنه‌ی کفش، پاشنه‌پوش، پاشنه مانند

واژه‌های دیگر با معنی «پاشنه»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن