دیکشنری فارسی

hegemonic

UKhigimɔnik US'hegə'mɔnık

معنی فارسی

برتر مسلط

مترادف‌ها

adjective
Ruling, controlling, chief, predominant, predominating, supreme, prevailing.

واژه‌های دیگر با معنی «برتر»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن