دیکشنری فارسی

herbaceous

UKhəːbeiʃəs USə'beıʃəs

معنی فارسی

گياهي علفي رستني نباتي گياه مانند داراي طبيعت گياه

معنی کامل و مثال‌ها

/hǝr bā´shǝs, ǝr-/adj.

● وابسته به گیاه یکساله (در برابر درختان یا گیاهان چند ساله)، علفی، واشی

● (از نظر رنگ یا شکل یا بافت) برگ مانند، برگسان

تعریف انگلیسی

adjective
  1. characteristic of a nonwoody herb or plant part

مترادف‌ها

adjective
See herbal.

واژه‌های دیگر با معنی «گياهي»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن