دیکشنری فارسی

herbal

US'ə:bəl

معنی فارسی

گياه نامه ، مجموعه يا کلکسيون انواع گياهان ،

گياهي ، ساخته شده از علف وگياه

معنی کامل و مثال‌ها

/hu_r´bǝl, u_r´-/adj., n.

● وابسته به گیاهان (به ویژه گیاهان دارویی یا ادویه‌ای)، گیاگانی

● کتاب گیاهی (درباره‌ی گیاهان دارویی)

تعریف انگلیسی

adjective
  1. tea-like drink made of leaves of various herbs
  2. of or relating to herbs “herbal tea, herbal medicine” “Pertains to noun: herb”

مترادف‌ها

I. adjective
Pertaining or relating to herbs, herbaceous.
II. noun
Herbarium, herbary, hortus siccus.

واژه‌های دیگر با معنی «گياه نامه»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن