herblike معنی فارسی گياه مانند واژههای دیگر با معنی «گياه مانند» plantlike گياه مانند. zoophyte جانور گياه مانند، کيسه تن، انواع جانوران مهره داري که رشد انها شبيه herbescent گياهي، گياه مانند، اماده براي پيداکردن طبيعت گياه sheepberry بداغ، ميوه ي توت مانند اين گياه herby گياه زار، پرگياه، گياهي soybean سويا، سوژا، سوي herbaceous گياهي، علفي، رستني legumen گياه خوردني، دانه، حبه