دیکشنری فارسی

heretic

UKherətik US'herətık

معنی فارسی

رافضي فاسدالعقيده بدعت گذار

معنی کامل و مثال‌ها

/her´ǝ tik/n., adj.

● مرتد، وی ستود، کژآئین، کژکیش، زندیک (زندیق)، بدعت گذار، (مجازی) کیاگن، ناهماندیش، خلاف اندیش، دگراندیش

heretics are usually treated worse than infidels

معمولا با مرتدها بیشتر بدرفتاری می‌شود تا با کفار.

● رجوع شود به: heretical

تعریف انگلیسی

noun
  1. a person who holds religious beliefs in conflict with the dogma of the Roman Catholic Church
  2. a person who holds unorthodox opinions in any field (not merely religion)

مترادف‌ها

noun
Sectary, schismatic, separatist.

واژه‌های دیگر با معنی «رافضي»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن