hest معنی فارسی امر فرمان امريه وعده . معنی کامل و مثالها /hest/n.● (قدیمی) درخواست، دستور، سفارش واژههای دیگر با معنی «امر» omer امر، دوران، روزه wings (امر.)، نشان داراي دو بال که بهوانورد يا توپچي و، دريا نورد يا ديدبان کار ازموده داده ميشود. pork barrel (امر.)، برنامه دولتي داراي منافع مادي براي اشخاص، تصويب کننده ان يا براي دولت. piece de resistance امر مهم، فقره برجسته، کار پر اهميت imperativeness لحن امر، امريت، قوه امره absurdity امر محال، بيهودگي، حرف نامربوط letter missive امر نامه، اجازه نامه، ابلاغيه bade امر کرده، پيشنهاد داده، فرموده established fact امر محقق، محرز anestablished fact امر محقق