دیکشنری فارسی

hibernal

معنی فارسی

زمستاني شتوي

معنی کامل و مثال‌ها

/hī bu_r´nǝl/adj.

● وابسته به زمستان، زمستانی، شتوی

the hibernal abode of polar bears

منزلگاه زمستانی خرس‌های قطبی

تعریف انگلیسی

adjective
  1. characteristic of or relating to winter “bears in brumal sleep”

واژه‌های دیگر با معنی «زمستاني»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن