wintriestwintery معنی فارسی زمستاني سرد خنک بيمزه لوس واژههای دیگر با معنی «زمستاني» wintery زمستاني، سرد، بيمزه winterier زمستاني، سرد، خنک winteriest زمستاني، سرد، خنک wintrier زمستاني، سرد، خنک wintry زمستاني، سرد، خنک winterish زمستاني، مناسب براي زمستان. brumal زمستاني، مربوط به زمستان. hibernal زمستاني، شتوي hiberbal زمستاني hiemal زمستاني