hibernator معنی فارسی زمستان رادربيهوشي بسربردن ، زمستان رادرهواي ملايم بسربردن واژههای دیگر با معنی «زمستان رادربيهوشي بسربردن» hibernate زمستان رادربيهوشي بسربردن، زمستان رادرهواي ملايم بسربردن