دیکشنری فارسی

hierarchies

UKhaiərɑːkiz US'haıə'rɑ:kız

معنی فارسی

سلسله مراتب ، پايه بندي ، درجه بندي ،

يکي ازسه گروه فرشتگان

واژه‌های دیگر با معنی «سلسله مراتب»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن