دیکشنری فارسی

higgle

معنی فارسی

چانه زدن ، براي سودجزئي بحث کردن

معنی کامل و مثال‌ها

/hig´ǝl/vi.

● رجوع شود به: haggle

تعریف انگلیسی

verb
  1. wrangle (over a price, terms of an agreement, etc.) “Let's not haggle over a few dollars” “Somebody ----s” “Somebody ----s PP” “Sam and Sue higgle” “Sam wants to higgle with Sue”

مترادف‌ها

verb neuter
1. Peddle, hawk.
2. Haggle, bargain, negotiate, chaffer.

واژه‌های دیگر با معنی «چانه زدن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن