high speed معنی فارسی سريع السير ، با سرعت زياد ، راندن با سرعت زياد ، دنده سريع واژههای دیگر با معنی «سريع السير» freight lighter قطار سريع السير جهت حمل کانتينر motor torpedo boat قايق موتوري سريع السير اژدر انداز. waiting position ايستگاه انتظار قايقهاي گشتي سريع السير، حالت انتظار يا آماده باش قايقهاي گشتي special handling ارسال مطبوعات واوراق چاپي بوسيله پست، سريع السير. pony express چاپار، پست سريع السير قديم. expressway تندراه، شاهراه مخصوص وسايط سريع السير. posthaste پيک تندرو، فوري، اني freightliner شرکت حمل و نقل کننده کالا، قطار سريع، السير جهت حمل کالا در مسافتهاي دور