دیکشنری فارسی

hill

UKhil UShıl

معنی فارسی

تپه پشته تل توده توده کردن انباشتن.

معنی کامل و مثال‌ها

/hil/n.

تپه، کوهچه

a hill is smaller than a mountain

تپه از کوه کوچکتر است.

the seven hills of Rome

هفت تپه‌ی روم

توده، تل، انباشته، پشته، کپه، گریو

an anthill

پشته‌ی دور سوراخ مورچه

a hill of potatoes

کپه‌ی سیب زمینی

a hill of beans

(توده‌ی خاک که روی آن لوبیا کاشته‌اند) پشته‌ی لوبیا

شیب، سربالایی (یا سرازیری) تند

trucks laboring up a long hill

کامیون‌هایی که به سختی از سربالایی طولانی بالا می‌رفتند

(جمع) برجستگی روی هر سطح

Gabrabad is located in the hills

گبرآباد میان تپه و ماهور واقع شده است.

the hills and hollows of the cobblestone pavement

پستی و بلندی‌های سنگفرش

به صورت تپه یا پشته کردن، (دور گیاه را) خاک انباشتن، با خاک پوشاندن، خاکپوش کردن

to hill up soil around roses

دور بته‌های رز خاک ریختن

hilled potatoes

سیب زمینی خاکپوش شده

* as old as the hills

کهنسال، خیلی پیر، بسیار قدیمی

* over the hill

(عامیانه) 1- روبه‌زوال 2- (ارتش) غیبت بدون اجازه، نهستی، غیرمجاز

* the hill

(امریکا) 1- محل کنگره‌ی امریکا (در واشنگتن) 2- قوه‌ی مقننه‌ی امریکا، کنگره

* up hill and down dale

همه جا، اینجا و آنجا، تا کوه قاف

تعریف انگلیسی

verb
  1. a local and well-defined elevation of the land “they loved to roam the hills of West Virginia”
  2. structure consisting of an artificial heap or bank usually of earth or stones “they built small mounds to hide behind”
  3. (baseball) the slight elevation on which the pitcher stands “Verb Frames:” “Somebody ----s something”
noun
  1. United States railroad tycoon (1838-1916)
  2. risque English comedian (1925-1992)

مترادف‌ها

noun
Eminence (less than a mountain), mount, rising ground, elevation.

واژه‌های دیگر با معنی «تپه»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن