kop معنی فارسی تپه کوه معنی کامل و مثالها /käp/n.● (افریقای جنوبی) تپه، کوه واژههای دیگر با معنی «تپه» mesa تپه، قله پهني که داراي شيب تندي است، رنگ بلوطي. whaleback تپه، برامدگي، هر جسمي شبيه پشت بالن. hill تپه، پشته، تل tump تپه، تل، پشته flower-bed تپه گل، باغچه hilltop نوک تپه، سر تپه hillock تپه کوچک، برامدگي در سطح صاف، پشته hilariously تپه نشين، کوهستاني، کوه گرد hillman تپه کوچک، پشته، تپ rough country تپه ماهور، سرزمين ناهموار