دیکشنری فارسی

hireling

UKhaiəliŋ

معنی فارسی

مزدور اجير.

معنی کامل و مثال‌ها

/hīr´liŋ/n., adj.

● مزدور، اجیر (معمولا با تداعی منفی)

he was killed by government hirelings

او توسط مزدوران دولت به قتل رسید.

● مزدورانه، به خاطر پول، وابسته به مزدوری

تعریف انگلیسی

noun
  1. a person who works only for money

مترادف‌ها

I. noun
1. Mercenary, hired soldier.
2. Hired servant.
II. adjective
Mercenary, venal.

واژه‌های دیگر با معنی «مزدور»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن