his
UKhaiz
UShız
معنی فارسی
هيس کردن سوت زدن سوت صفير مذکر غائب در
معنی کامل و مثالها
/hiz; iz/pron., adj.
● (ضمیر و صفت ملکی سوم شخص مفرد مذکر) مال او، -ش
his book
کتاب او
his brother
برادرش
he had his hands in his pockets
او دستانش را در جیبهایش کرده بود.
this pen is his
این قلم مال اوست.
a friend of his
یکی از دوستان او
this is his doing
این کار کار اوست.
● (H بزرگ) مال خدا، مال عیسی
He sent His only-begotten (son)
خدا، یگانه فرزند خود را فرستاد.