دیکشنری فارسی

his

UKhaiz UShız

معنی فارسی

هيس کردن سوت زدن سوت صفير مذکر غائب در

معنی کامل و مثال‌ها

/hiz; iz/pron., adj.

(ضمیر و صفت ملکی سوم شخص مفرد مذکر) مال او، -ش

his book

کتاب او

his brother

برادرش

he had his hands in his pockets

او دستانش را در جیب‌هایش کرده بود.

this pen is his

این قلم مال اوست.

a friend of his

یکی از دوستان او

this is his doing

این کار کار اوست.

(H بزرگ) مال خدا، مال عیسی

He sent His only-begotten (son)

خدا، یگانه فرزند خود را فرستاد.

واژه‌های دیگر با معنی «هيس کردن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن