دیکشنری فارسی

hoarse

UKhɔːs UShɔ:s

معنی فارسی

خشن گرفته خرخري (درمورد صدا).

معنی کامل و مثال‌ها

/hôrs/adj.

(صدا) گرفته، خشن، دورگه (در اثر سرما خوردگی یا حرف زدن زیاد)، خرخری، دارای خس خس

he became hoarse from talking

آنقدر حرف زد که صدایش گرفت.

دارای صدای گرفته و خشن

مترادف‌ها

adjective
1. Husky, raucous.
2. Rough, grating, harsh, low, guttural.

واژه‌های دیگر با معنی «خشن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن