hoarse
UKhɔːs
UShɔ:s
معنی فارسی
خشن گرفته خرخري (درمورد صدا).
معنی کامل و مثالها
/hôrs/adj.
● (صدا) گرفته، خشن، دورگه (در اثر سرما خوردگی یا حرف زدن زیاد)، خرخری، دارای خس خس
he became hoarse from talking
آنقدر حرف زد که صدایش گرفت.
● دارای صدای گرفته و خشن
مترادفها
adjective
1. Husky, raucous.
2. Rough, grating, harsh, low, guttural.