دیکشنری فارسی

holdback

معنی فارسی

بازدار مهار جلوگير گير بند بند فرمان

معنی کامل و مثال‌ها

/-bak´/n.

● بازدار، مهار، جلوگیر، گیر، بند

● (تسمه‌ای که یراق اسب را به تیر درشکه یا گاری و غیره وصل می‌کند) بند فرمان

مترادف‌ها

noun
Hindrance, restraint, check, obstacle.

واژه‌های دیگر با معنی «بازدار»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن