دیکشنری فارسی

homebound

معنی فارسی

عازم خانه راهي ميهن محدود به خانه زمينگير

معنی کامل و مثال‌ها

/hōm´bound´/adj.

● عازم خانه (یا وطن)، راهی میهن

our boat was homebound

کشتی ما عازم کشورمان بود.

● محدود به خانه، زمین‌گیر

تعریف انگلیسی

adjective
  1. people who are confined to their homes
  2. confined usually by illness

واژه‌های دیگر با معنی «عازم خانه»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن