homebound
معنی فارسی
عازم خانه راهي ميهن محدود به خانه زمينگير
معنی کامل و مثالها
/hōm´bound´/adj.
● عازم خانه (یا وطن)، راهی میهن
our boat was homebound
کشتی ما عازم کشورمان بود.
● محدود به خانه، زمینگیر
تعریف انگلیسی
adjective
- people who are confined to their homes
- confined usually by illness