دیکشنری فارسی

homochromatic

معنی فارسی

همرنگ، داراي رنگ هاي مشابه ، يکرنگ.

معنی کامل و مثال‌ها

/-krō mat´ik/adj.

● یک‌رنگ، یک‌رنگه، هم‌رنگ (homochromous هم می‌گویند)

تعریف انگلیسی

adjective
  1. (of light or other electromagnetic radiation) having only one wavelength “monochromatic light”

واژه‌های دیگر با معنی «همرنگ»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن