isochromatioc معنی فارسی همرنگ متساوي اللون منحني همرنگ. واژههای دیگر با معنی «همرنگ» homochromatic همرنگ، داراي رنگ هاي مشابه، يکرنگ. isochromatic همرنگ isochromatique خطوط همرنگ proportional clothing لباس هماهنگ يا همرنگ زمين يا منطقه، عمليات concolorous يکرنگ، همرنگ brazen برنجي، برنجين، همرنگ برنج overconfident برنجي، برنجين، همرنگ برنج