دیکشنری فارسی

homomorphism

معنی فارسی

هم شکلي همديسي همريختي جور ريختي همديسي بروني همانندي

معنی کامل و مثال‌ها

/hō´mō môr´fiz´ǝm/n.

● هم شکلی، همدیسی، هم‌ریختی

● (زیست شناسی) جور ریختی، همدیسی برونی (هم‌شکل ولی از نظر ساختمان داخلی و اصل و عملکرد متفاوت)

● (گیاه شناسی) همانندی (از نظر شکل و اندازه) (homomorphy هم می‌گویند)

● (جانور شناسی) شباهت میان لیسه‌ی حشره و خود حشره

تعریف انگلیسی

noun
  1. similarity of form

واژه‌های دیگر با معنی «هم شکلي»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن