horsey
US'hɔ:sı
معنی فارسی
اسبي، وابسته به اسب دواني،
معتاد به اسب دواني.
اسبي، وابسته به اسب دواني،
معتاد به اسب دواني.
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن