horsy
معنی فارسی
مربوط به اسب ، معتاد به
اسب سواري يا اسب دواني
معنی کامل و مثالها
/hôrs´ē/adj.
● وابسته به یا مانند اسب، اسبسان، اسب مانند، اسبی (به ویژه دارای هیکل گنده و بدقواره یا چهرهی دراز و دارای اسباب صورت بزرگ) اسب هیکل، اسب چهره
she has a horsy face
او سیمای اسبی دارد.
● (وابسته به یا علاقمند به اسب و اسب سواری و شکار با اسب) اسب دوست، سوارکاری دوست، اهل سواری و شکار (horsey هم مینویسند)
his daughters are as horsy as he is
دخترهایش هم مانند خودش اسب دوست هستند.