دیکشنری فارسی

hostess

UKhoustis US'həustəs

معنی فارسی

زن ميزبان زن مهماندار بانوي صاحبخانه .

معنی کامل و مثال‌ها

/hōs´tis/n., vi., vt.

● (زن) میزبان، صاحبخانه، مهمانی دهنده، صاحب مهمانی، مهمان خدا

Homa is a kind hostess

هما میزبان مهربانی است.

● (زن) مسافرخانه‌چی، مهمانخانه‌چی، زوجه‌ی مسافرخانه‌چی

● (هواپیما) مهماندار

● (رستوران) راهنما و سرپیشخدمت (که مشتریان را می‌نشاند)

● میزبانی کردن، مهمانداری کردن

ریشه و کاربرد

ریشه

Middle English (denoting a female innkeeper): from Old French hostesse, from hoste ‘host’.

مثال

  • She was a gracious hostess and made everyone feel welcome.
  • The hostess showed us to our table.
  • She works as a hostess in a restaurant.

ترکیب‌های رایج

Gracious hostess Restaurant hostess Party hostess Airline hostess

تعریف انگلیسی

noun
  1. a woman host
  2. a woman innkeeper
  3. a woman steward on an airplane

واژه‌های دیگر با معنی «زن ميزبان»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن