humpy
معنی فارسی
قوزدار داراي برامدگي
معنی کامل و مثالها
/hump´ē/adj.
● گوژپشت، گوژدار، قوزی، چفتهدار
● قوز مانند، گوژسان
قوزدار داراي برامدگي
/hump´ē/adj.
● گوژپشت، گوژدار، قوزی، چفتهدار
● قوز مانند، گوژسان
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن