دیکشنری فارسی

ice water

معنی فارسی

آب يخ

معنی کامل و مثال‌ها

● آب یخ

I'm hot and thirsty, give me some ice water

گرم و تشنه‌ام، قدری آب یخ بده.

● یخاب (یخ آب شده)

ریشه و کاربرد

ریشه

Compound of the words 'ice' and 'water'.

مثال

  • She asked for a glass of ice water.
  • The ice water was refreshing on the hot day.
  • He poured the ice water into the glass.

ترکیب‌های رایج

Glass of ice water Drink ice water Pour ice water

تعریف انگلیسی

noun
  1. water served ice-cold or with ice

واژه‌های دیگر با معنی «آب يخ»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن