دیکشنری فارسی

idealized

UKaidiəlaizd USaı'di:ə'laızd

معنی فارسی

به کمال مطلوب رسانيدن ، تصور کردن ،

حالت خيالي دادن (به)

ریشه و کاربرد

ریشه

From 'idealize' + '-ed' suffix.

مثال

  • An idealized image of her childhood.
  • The book presents an idealized view of rural life.
  • He has an idealized notion of the job.

ترکیب‌های رایج

Idealized image Idealized view Idealized notion

تعریف انگلیسی

adjective
  1. exalted to an ideal perfection or excellence

واژه‌های دیگر با معنی «به کمال مطلوب رسانيدن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن