identification signs معنی فارسی علائم تشخيص واژههای دیگر با معنی «علائم تشخيص» symptomatology علم تشخيص ناخوشي از روي علائم، نشانه شناسي accidentalism پيش امد گرايي، اتفاقي (بودن)، تصادف