ihhabiting معنی فارسی ساکن شدن در ، مسکن ساختن ، سکني گرفتن در ، بود باش گزيدن در واژههای دیگر با معنی «ساکن شدن در» inhabit ساکن شدن در، مسکن ساختن، سکني گرفتن در colonize تشکيل مستعمره يامستعمرات دادن (در)، ساکن شدن در (مستعمره) populate اباد کردن، پر جمعيت کردن، معمور کردن indwell جا گرفتن (در) جايگير شدن، اشغال کردن، ساکن شدن